مطلب هفتم -اولین پیامک

یکی از روزها که برای ادامه امورات کار شرکت رفته بودم هم دیدار با اشتیقاق و هم ادامه روند پرونده ،از من یه شماره تماس خواست ،منم بلافاصله و با زیرکی شماره خودم را دادم ،البته خدایش مدیر شرکت همه کارا رو به خودم سپرده بود و بایستی اینکارو انجام میدادم ،عصر همون روز درحالیکه تو اتاق استراحت شرکت بعد نماز و نهار خواب بودم یه شماره ناشناس بهم پیام داد

"با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه //// باخبر باش که من غرق گناهم اکنونقلب"

من که در حال خواب وبیدار ،خواب بعد نهار سنگین تو ظهر تابستان تو محل کار میچسبه ،پیام رو دیدم و گذاشتم واسه بعد که بگم ،شما؟

/ 0 نظر / 35 بازدید